چرا خیره تو چشامی
چرا دستمو میگری
تو که پیشم نمی مونی
میدونم یه روزی میری
چرا دوســـت داشـــته باشـــم
وقتی با من نمی مونی
بودنت همیشگی نیست
خودت خوب این و می دونی
چرا با چشمهای نازت
من و می بری به اسیری
وقتی که این و میدونی
که یک روز میزاری میری
|
نگرانم!بی خیالم ! نمی دونم چه وضعی دارم! اصلا نمی فهمم چه موضعی در برابر زندگی
دارم.شادم ! غمگینم ! تحمل می کنم ! می خوام باشم؟! نمی خوام؟! عجیبه که هیچ چیزی واسه خوشحال شدن ندارم!عجیبه که عجیب احساس پوچی می کنم! به آینده مثل یه حباب تو خالی نگاه می کنم .با اینکه همه مطمئنیم بالاخره می ترکه.باز هم محو زیبائیش میشیم و عجیبه که اون فقط تصویر ما رو منعکس می کنه! یعنی تمام این مدت ما محو خودمون بودیم!همین!زندگی همینه باور کن! خدای من! چی رو می خوای تو این دنیای لعنتی بهم ثابت کنی؟! عشق یا ضد عشق؟! می دونی دیگه چیزی برام نمونده. اما همین باقیمونده ی احساسم رو بهت تقدیم می کنم.مثل یه هدیه ازم قبول کن.چون با ارزش تر از احساسم که به پاکیش شک ندارم چیزی نیست که لایق تو باشه...اما منو ببر!به اونجا که تو هستی. جای خالیت رو اینجا خیلی احساس می کنم.بعضی وقتها فکر می کنم نکنه اصلا نباشی! خدایا منو تنها نذار! منو تصور کن!!! با یه پیرهن سفید با موهای پریشون و لبخندی به لب رو نقطه ی اوج یه صخره ی رو به دریا... منو ببر... آمادگی پرواز رو دارم.............................
چرا خیره تو چشامی چرا دستمو میگری تو که پیشم نمی مونی میدونم یه روزی میری چرا دوســـت داشـــته باشـــم وقتی با من نمی مونی بودنت همیشگی نیست خودت خوب این و می دونی چرا با چشمهای نازت من و می بری به اسیری وقتی که این و میدونی که یک روز میزاری میری
tavalo0o0o0o0o0o0o0o0DaM mobalakk.
Salam bacheha man emrooz tafalo0o0o0dameeeeeeeeeee.ho0o0o0o0o0o0o0raaaaaaaaaaaaaaa.kheyli kho0o0shhalam ke emrooz tavaloodame .emroz 9 bahmane 1387 hastesh .kheyli kho0oshhal misham baram nazar bedin bacheha mesiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii.babye .
کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم.... و ای کاش تو در کنارم بودی ، باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ، دلم
من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه
SAkhTE
باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه دل گیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
I never knew there would be a better tomorrow And my love for you will continue to burn bright
پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شب از قصه جدا کن چیکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من اسمت ببخش به لبها م بی تو خالیه نفس هام خط بکش رو باور من زیر سایه بون دستام خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگی باش خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم بی تو و آبی عشقت تشنه ام کویر لوتم نمیخوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش
عاشقانه همراه من قدم بردار walk with me in love عاشقانه در آغوش گیریم in love
دستتـو بده به دستام تابدوني که چه تنهام عاشقم عاشقي دلداده ولـي درگير غـمهام تو قلب من حـرارت نگاتـه توچشم من درخشش چشاته فـک نکـني بي خبرم زحالت تو گوش من صداي خنده هاته رو سيم گيتار نقش اشکاي قشنگت مـن فداي قلب تنها و يـه رنگـت حتـي اگـه بشـه يه قرن منتظرت ميـشينم کنار ساحل آبي مي شينم من گوش به زنگت واسـه مـن تـو مـثـل انـگشـتر دسـتي همه از حسودي مردن که تو پيش من نشستي نـقشـه هاي دشـمنـات نقـش بـر آبـه مردن وقتي که شنفتن هنوز از پيشم نرفتي مي نويسم که دلم به يادته مي نويسم قدمام دنبالتـه هـرکسي بـپرسه يـار تو کيه بش ميگم نفس کشيدنم صداته خواب رنگين شقايق نفس و پاروي قايق توئي شـاه شـاپرکها لج نکني با دل عاشق توئي سـرور ستـاره بي تو اين دل بيقراره نکنه يه روز فراموشم کني دلکم جز تو کسي رو نداره تقديم به تو عزیزم...
پيشم بمون چشماي تو براي من عالم زندگانيه
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دستانم گرمي دستانت را مي خواهد پس دستانم را به تو ميدهم
قلبم تپش قلبت را مي خواهد پس قلبم را به تو ميدهم
چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد پس نگاهم از آن توست
عشقم تمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند
دل من همانند آسمان ابري از دوري تو ابري است
درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار چشمانت را مي کشند
پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نمیکنم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
بده دستاتو به من تا باورمشه پیشمی میدونم خوب میدونی تو تاروپود و ریشمی تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم ممنونم اجازه دادی باتو زندگی کنم نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی توی این کابوس درد رویای مهربونمی میدونی با تو پرم از شعرو ستاره میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره میدونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشق و بکاره وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز عشق تو تولحظه هام حادثه سازوقصه ساز به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم نمیدونم چی میشه بدجوری گوشه گیر میشم ممنونم که بچه بازیهامو طاقت میکنی هرچقد بد میشم اما تو نجابت میکنی هرکجای دنیا باشم با منی و در منی نگران حال و روزم بیشتر از خود منی میدونی با تو....... میدونی بی تو.....
بخاطر تمام خنده هايی كه از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهايی كه بر صورتم نشاندی .... نمي بخشمت .... بخاطر دلی كه برايم شكستی .... بخاطر احساسی كه برايم پرپر كردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی ، بخاطر نمكی كه رو زخمم پاشیدی .... و می بخشمت بخاطر عشقي كه رو قلبم حك كردی
هميشه فكر می كردم اگه يه روز نباشی می ميرم ....... اما من نمردم من داغون شدم ........ خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ...... ولی واقعيت اينه كه نمی تونم فراموشت كنم . خيلی دلم می خواد خوابتو ببينم ولی از وقتی كه رفتی خواب به چشام نميآد ....... کاش اینجا بودی می دیدی که چقدر دوستت دارم
هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی، دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه، با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم، اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من، شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم، ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ، دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ، غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ، رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
توی دنیا چی می خوای به پات بریزم
همه هستیمو من به سرا پات بریزم لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو بیا تا برات بگم من وجودم مال تو بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی تونم واسه ی زندگی کردن تو را می خوام خوب می دونم تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی..
اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟ رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟ اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟ پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟ اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟ روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟ اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟ دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟ اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟ تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟ اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟ بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟ اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟ چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟ پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟ اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟ هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟ اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟ هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟ اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟ من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو
باور كن گلايه اي از تو نيست…
تو خوبتر از آني كه گلايه اي از تو باشد…
گلايه از خودم و ويرانه هاي قلب خودم است كه ذرّه ذرّه فرو مي ريزند و اينك احساس مي كنم جز ويرانه اي از من باقي نيست كه اگر رنگي از اميد در من زنده شد … همين قدم تو بود … باور كن به جان تو سوگند به جان تو آسمانيم قسم از تو گلايه اي نيست …. اگر بگذاري و بگذري……….. آمدنت درست به موقع بود …. آمدنت درست مثل نزول پيامبر بر قومي ازدست رفته به موقع بود…… نازنينم بگو تا زنده ام نگاه تو سهم من خواهد بود…. آسمان امشب ببار كه دلم هواي …… عاشقانه در ميان عاشقان تنها مانده ام …. نازنينم براي تو مي نويسم چرا كه دل براي تو جاودانگي براي توست …. چه زيباست چهار فصل خداي مهربان با ديدگانت …. باز ماهي كوچكت اقيانوس بي كرانم دچار است ….. دچار آبي بي كرانش و تنهاي زمان! آسماني من آبي آسمان را براي چشمان تو مي خواهم ….. و اين نيز آهنگي از عشق براي عشق و براي تو بود
HAPPY BIRTHDAY joOojoOo Do0o0o0oFeT DaLaM aSiSam
روی گـونـه های خـیـسم تو مثل اشک چکیدی زیـر بــارون جـدایـی ، الـتـمـا سـمـو نـدیـدی نـدیـدی چـطور شـکسـتم ، وقتی بی بهونه رفتـی تــو شــبـای بـی قـراری از دل زمـونـه رفـتـی باورم نمی شه که تو ، دیگه نیسـتی تو شب مـن دیگه بـاز بـر نـمی گرده لحـظـه های با تـو بـودن نـگــو دیـره نگـو دیـره ، راه بـرگـشـتـی نــداری مـنـو بـا تـمـوم آهـم ، تـوی گـریـه جـا می ذاری نگــو تـو صـدای گـرمت دیـگـه آوازی نـمـونـده تـو بـه انـتـهـا رسیـدی ؛ واسـت آغـازی نـمـونـده
گلم کسي که ايستاده در برابرت منم
سلام بهانه من برای زندگی .... من نیز با چشمانی خیس برایت نوشتم.....
آنقدر در این کوچه نشستم دیگه نمی تونم به نشستن ادامه بدهم باید در کوچه های دیگر بـــرای بدســـت آوردنــــــت ادامه بـــــدهم ای همه وجـودم برگـرد، دیــگه تا کـی برای یافـتـنت در ایـــــن کوچـــه ُ آن کوچـه بگردم برای با تو بودن حاضــرم تمـــــام خوشیهای زندگی ام را از دست بدم فــقــط یــکبار برای آخــرین بار برگرد تا تـُرا در آغوش بگیرم و با تمام وجودم دوستت دارم را بر زبانم جاری کنم دیگه هیچ چیز برام مهم نیست فــقــط تنهاچیزی که برام مهم ِ تو هستی بهار هم از راه رسید همه در شادی غرق شدند اما افسوس من نمیدانم شادی چیست. ولی از غم بگو تا برایت بگم که غم چیه آره غم ،میدونی یعنی تنهایی، چشم براه ماندن ِ کسی که هیچ وقت نتوانست درک کند که دوست داشـــتن و انـــــتظار کشیدن یعنی چه آری من باز هم منتظرت میمانم تا بفهمی که دوستت دارم برگرد ای همه وجودم حاضرم زندگیم را در این دنیا فــدای یک لبخندت کنم ببار باران تا خیس شوم ببار که بوی بـــهـــار را آوردی
|
About![]()
تو بهترين هم خونه اي براي اين تنهاترين Archivesهفته چهارم بهمن 1387هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 Links
برمودای عشق.... |