تبليغاتX
دیگه برای من زندگی معنی نداره...........

دیگه برای من زندگی معنی نداره...........

من از عشق هیچی ندیدم............

نگرانم!بی خیالم ! نمی دونم چه وضعی دارم! اصلا نمی فهمم چه موضعی در برابر زندگی

دارم.شادم ! غمگینم ! تحمل می کنم ! می خوام باشم؟! نمی خوام؟! عجیبه که هیچ چیزی

واسه خوشحال شدن ندارم!عجیبه که عجیب احساس پوچی می کنم!

به آینده مثل یه حباب تو خالی نگاه می کنم .با اینکه همه مطمئنیم بالاخره می ترکه.باز هم

محو زیبائیش میشیم و عجیبه که اون فقط تصویر ما رو منعکس می کنه! یعنی تمام این مدت

ما محو خودمون بودیم!همین!زندگی همینه باور کن!

خدای من! چی رو می خوای تو این دنیای لعنتی بهم ثابت کنی؟! عشق یا ضد عشق؟!

می دونی دیگه چیزی برام نمونده. اما همین باقیمونده ی احساسم رو بهت تقدیم

می کنم.مثل یه هدیه ازم قبول کن.چون با ارزش تر از احساسم که به پاکیش شک ندارم

چیزی نیست که لایق تو باشه...اما منو ببر!به اونجا که تو هستی.

جای خالیت رو اینجا خیلی احساس می کنم.بعضی وقتها فکر می کنم نکنه اصلا نباشی!

خدایا منو تنها نذار!

منو تصور کن!!!

با یه پیرهن سفید با موهای پریشون و لبخندی به لب رو نقطه ی اوج یه صخره ی رو به دریا...

منو ببر...

آمادگی پرواز رو دارم.............................

+نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت5 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

چرا خیره تو چشامی

چرا دستمو میگری

تو که پیشم نمی مونی

میدونم یه روزی میری

چرا دوســـت داشـــته باشـــم

وقتی با من نمی مونی

بودنت همیشگی نیست

خودت خوب این و می دونی

چرا با چشمهای نازت

من و می بری به اسیری

وقتی که این و میدونی

که یک روز میزاری میری

 
 

+نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت5 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

tavalo0o0o0o0o0o0o0o0DaM mobalakk.

+نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت10 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

Salam bacheha man emrooz tafalo0o0o0dameeeeeeeeeee.ho0o0o0o0o0o0o0raaaaaaaaaaaaaaa.kheyli kho0o0shhalam  ke emrooz tavaloodame .emroz 9 bahmane 1387 hastesh .kheyli kho0oshhal misham baram nazar bedin bacheha mesiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii.babye . 

+نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت4 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم....
 

باورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند....
  
کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم.... 
 
کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم.... ای کاش ، کاش ، کاش...
  
دلم بدجور هوای تو را کرده هست عزیزم... دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست ای
 
بهترینم....
 
باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا میکند
 
 و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا میکند ، امواج تنهایی مثل  
 
خنجر در قلبهایمان مینشیند .... 
 
و ای کاش در کنارم بودی ... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی
 
میکردی....
  
باورم نمیشد ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا
  
در این دنیا تنهای تنهایم .... بی کس ، بی نفس ، میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای
  
 که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است....
 
 
کاش که تو در کنارم بودی....آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم....
 

سخت است ولی باید نشست در گوشه ای و گریست و انتظار کشید تا تو به سوی من
 
بیایی...

و ای کاش تو در کنارم بودی ، باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ، دلم 
 
 بدجور برای تو تنگ است ... باورم نمیشود که رفته ای....

+نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت8 AMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ا  ی نداره غصه خوردن واسه چی
واسه عشقهای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمی خوام گناه بی عشقی بیو فته گردنم
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزومه آماده شم
یا یه موجود کم و با افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط
بدو خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چه قدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزمه آماده شم
یا یه موجود کم و پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
این همه چرخیدیو  چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس بگو قسمت کی شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست
این همه تلسم و بکرجای خوش دنیاکجاست
نمی خوام در به دره پیج و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجوده کمو پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

+نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت8 AMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

Az roOzi ke toRa didaM...To shodi..to shodi tanhA yaRam
Az vaGhti ke ba to hAstam...tOo dellAm...tOo Dellam Gham naDaraM
Are hanUzAm meslE Avalin baR
milarZe delam Az barghE Oon neGaaaaT
ta to haSsti kenAre maN,,man shadam,,AzaaaaaaadaaaaaM
ba to budan ye niYaze...niyaaaaaaaaaaaaaZe...niyaZe ghalbE khastaM
to nabashi tOo zendeGim miduni...miduni man shekAstam
shayad delle man to0 rahe EshQe
ya jaye dg to0yeeeeeeeee beheshteW
ta to haSsti kenAre maN,,man shadam,,AzaaaaaaadaaaaaM
ta to haSti ham Rahe man,,dar parVazaM,, ba AvaZaMta to haSti ham Rahe man,,dar parVazaM,, ba AvaZaM

+نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387ساعت1 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

SAkhTE

AZ To GoZAShTAN saKhTe
bA tO nABOoDaN DArDE vASE MAnnNN
zeNdE bOoDANaM MArGE
BEdOoNE tO o eSHGHeT vASE mANNn
vOJoODE mAN mALe To gHALbE To HAM mALE mANn aZIzaaaaAaamM
rAFTAnE To MARge MAnE daSTaYee To tOoOo dASTAmEEe
nAGo Ke BAyAdD jOdA sHiiiiM,nABoDE tO NAbOoDAmEE
bEDoOnE To KAm MIyARAmm
tA pAyEE jOoN dOoSEt DARammM
aGE To AZ mAN jODA sHI,oMIde mOoNdAN NAdARAM
vASe bA tO BoDAnN zENDEgIMO bAKHTaM
Ye KoLBEYi AZ eSHgh VAsEYE tO sAKHTam mAnN
aSHeGHee To bOoDaMM,asHEghe tO HAsTAM
dAaRAYee deLAm Ro rOYE hAMe BAsTAmM mANn         

+نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387ساعت1 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

 تو ساده دل کندی  ولی تقدیر بی تقصیر نیست

 با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی

 باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی

 کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه

 اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه

 دل گیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور  

 وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور

 آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره 

 عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

 باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

 راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی 

 پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

 محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

 پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

 محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

 باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

 تو ساده دل کندی  ولی تقدیر بی تقصیر نیست

 باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

 راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی  

 

+نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387ساعت11 AMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

I never knew there would be a better tomorrow
But you've come into my life and taken away all my sorrow

My days of sadness are a thing of the past
Because I have found true love at last

My days of emptiness are gone for good
Because you fill a void in my heart that you should

You've opened a window
You've shown me the light

And my love for you will continue to burn bright

+نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387ساعت10 AMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

دوست دارم
یه اتاقی باشه گرمه گرم
روشنه روشن

تو باشی منم باشم

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید
تو منو بغلم کنی که نترسم
که سردم نشه... که نلرزم اینجوری

که تو تکیه دادی به دیوار... پاهاتم دراز کردی
منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم
با پاهات محکم منو گرفتی... دو تا دستتم دورم حلقه کردی

بهت می گم چشماتو می بندی؟
میگی آره. بعد چشماتو می بندی
بهت می گم برام قصه می گی؟ تو گوشم؟
می گی اره بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن
یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن

می دونی؟
...
می خوام رگ بزنم... رگ خودمو... مچ دست چپمو

یه حرکت سریع یه ضربه عمیق... بلدی که
؟
من تیغ رو از جیبم در میارم... ولی نمی بینی که سریع می برم... نمی بینی

خون فواره می زنه... رو سنگای سفید... نمی بینی که دستم می سوزه

و لبم رو گاز می گیرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی

تو داری قصه می گی
تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم... تو چشماتو بستی... نمیدونی

من شلوارک پامه... دستمو می ذارم رو زانوم
...
خون میاد از دستم میریزه رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا
قشنگه مسیر حرکتش حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی

تو بغلم کردی... می بینی که سرد شدم... محکم تر بغلم میکنی که گرم شم
می بینی نا منظم نفس می کشم... تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت

می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم
می بینی دیگه نفس نمی کشم

چشماتو باز میکنی می بینی من مردم

می دونی؟

من می ترسیدم خودمو بکشم

از سرد شدن

از تنهایی مردن

از خون دیدن

وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم
مردن خوب بود ارومه اروم

گریه نکن دیگه

من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدیاااا
بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی
گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه

+نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت9 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

شب از قصه جدا کن چیکه کن رو باور من

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

اسمت ببخش به لبها م بی تو خالیه نفس هام

خط بکش رو باور من زیر سایه بون دستام

خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگی باش

خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش

من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم

بی تو و آبی عشقت تشنه ام کویر لوتم

نمیخوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم

تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش

+نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت9 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

عاشقانه همراه من قدم بردار walk with me in love
عاشقانه همراه من قدم بردار walk with me in love
به من از آن بگو talk to me
که توان گفتنش به دیگران را نداری about wath you can not say to others
با من بخند laugh with me
حتی آنگاه که احساس حماقت می کنی even when you feel silly
با من گریه کن cry with me
آن گاه که در اوج پریشانی هستی when you are most upset
تمام زیبایی های زندگی را share with me
با من شریک باش all beautiful things in life
و در کنار من fight with me
با تمام زشتیهای زندگی ستیز کن against the ugly things in life
با من creat with me
رویاهایی را بیافرین تا به دنبال آنها رویم dream the follow
در شادی هر چه می کنم have fan with me
شریک باش in whatever we do
برای رسیدن به آرزوهایمان یاری ام کن work with me to wards comman goals
با آهنگ عشقمان dance with me
با من برقص to the rhythm of our love
بیا در سراسر زندگی در کنار هم گام برداریم walk with me throughout life
بیا تا ابد let us hug each other
در هر قدم از این سفر at every step in our journey
یکدیگر را for ever

عاشقانه در آغوش گیریم in love


 

+نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت9 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

دستتـو بده به دستام


 

تابدوني که چه تنهام


 

عاشقم عاشقي دلداده


 

ولـي درگير غـمهام


 

تو قلب من حـرارت نگاتـه


 

توچشم من درخشش چشاته


 

فـک نکـني بي خبرم زحالت


 

تو گوش من صداي خنده هاته


 

رو سيم گيتار نقش اشکاي قشنگت


 

مـن فداي قلب تنها و يـه رنگـت


 

حتـي اگـه بشـه يه قرن منتظرت ميـشينم


 

کنار ساحل آبي مي شينم من گوش به زنگت


 

واسـه مـن تـو مـثـل انـگشـتر دسـتي


 

همه از حسودي مردن که تو پيش من نشستي


 

نـقشـه هاي دشـمنـات نقـش بـر آبـه


 

مردن وقتي که شنفتن هنوز از پيشم نرفتي


 

مي نويسم که دلم به يادته


 

مي نويسم قدمام دنبالتـه


 

هـرکسي بـپرسه يـار تو کيه


 

بش ميگم نفس کشيدنم صداته


 

خواب رنگين شقايق


 

نفس و پاروي قايق


 

توئي شـاه شـاپرکها


 

لج نکني با دل عاشق


 

توئي سـرور ستـاره


 

بي تو اين دل بيقراره


 

نکنه يه روز فراموشم کني


 

دلکم جز تو کسي رو نداره


 

تقديم به تو عزیزم...

+نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت9 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

پيشم بمون

چشماي تو براي من عالم زندگانيه
رنگ چشات براي من اميد زندگانيه
من ميميرم اگه تو پيشم نموني
رنگ دلم آبي شده ميشه تو پيشم بموني
چشماي من منتظرن منتظر رسيدنت
بيا ديگه تنهام نزار فرشته ها ندزدنت ؟
اين قلب من ميتپه براي تو همينو بس
دق ميكنم اگه نياي من ميميرم گوشه قفس
واي رسيدي عزيز من دلم برات تنگ شده بود
عزيز من ميدونستي ديشب هيچ ستاره اي غايب نبود
من بودمو تو بوديو ستاره ها مهمونمون
پيشم بمون پيشم بمون پيشم بمون

+نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت1 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه
وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترين آهنگه
بی تو يك پرنده اسير بی پروازم
با تو اما ميرسم به قله آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا ميسازم
با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره
آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره
تويی كه عشقمو از نگاه من ميخونی
تويی كه تو تپش ترانه هام مهمونی
تويی كه هم نفس هميشه آوازی
تويی كه آخر قصه ء منو ميدونی
اگه كوچه صدام يك كوچه باريكه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريكه
ميدونم آخر قصه ميرسي به داد من لحظه يكي شدن تو آينه ها نزديكه

+نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت9 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

دستانم گرمي دستانت را مي خواهد پس دستانم را به تو ميدهم

 

قلبم تپش قلبت را مي خواهد پس قلبم را به تو ميدهم

 

چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد پس نگاهم از آن توست

 

عشقم تمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند

 

دل من همانند آسمان ابري از دوري تو ابري است

 

درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار چشمانت را مي کشند

 

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نمیکنم

+نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت9 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                     

                                                به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق                                                                    

                                               تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت                                                                  

                                                بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس                                                                

                                                       تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم                                                                    

                                                    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                 

                                              به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو  به صد تا دریا نمی دم                                                                 

                                                     یه لحظه با تو بودنو  به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم                                                                      

                                                   قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

+نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت8 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

بده دستاتو به من تا باورمشه پیشمی

 

میدونم خوب میدونی تو تاروپود و ریشمی

 

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من

 

چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن

 

تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم

 

ممنونم اجازه دادی باتو زندگی کنم

 

نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی

 

توی این کابوس درد رویای مهربونمی

 

میدونی با تو پرم از شعرو ستاره

 

میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره

 

میدونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشق و بکاره

 

وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز

 

عشق تو تولحظه هام حادثه سازوقصه ساز

 

به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم

 

نمیدونم چی میشه بدجوری گوشه گیر میشم

 

ممنونم که بچه بازیهامو طاقت میکنی

 

هرچقد بد میشم اما تو نجابت میکنی

 

هرکجای دنیا باشم با منی و در منی

 

نگران حال و روزم بیشتر از خود منی

 

میدونی با تو.......

 

میدونی بی تو.....

+نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت3 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

بخاطر تمام خنده هايی كه از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهايی كه بر صورتم نشاندی .... نمي بخشمت .... بخاطر دلی كه برايم شكستی .... بخاطر احساسی كه برايم پرپر كردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی ، بخاطر نمكی كه رو زخمم پاشیدی .... و می بخشمت بخاطر عشقي كه رو قلبم حك كردی

+نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت1 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

هميشه فكر می كردم اگه يه روز نباشی می ميرم ....... اما من نمردم من داغون شدم ........ خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ...... ولی واقعيت اينه كه نمی تونم فراموشت كنم . خيلی دلم می خواد خوابتو ببينم ولی از وقتی كه رفتی خواب به چشام نميآد ....... کاش اینجا بودی می دیدی که چقدر دوستت دارم

+نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت1 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،

دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من،

شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من

دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم،

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ،

دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ،

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ،

 رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم

 

+نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت1 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

توی دنیا چی می خوای به پات بریزم

همه هستیمو من به سرا پات بریزم

لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو

چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو

بیا تا برات بگم من وجودم مال تو

بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو

اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو

اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو

چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی تونم

واسه ی زندگی کردن تو را می خوام خوب می دونم

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی..

+نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت0 AMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟            

                 رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

                           اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟

پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟

                اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟

                        روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟

اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟

                دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟

                       اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟

تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟

               اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟

                    بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟

 اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟

             چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره

                    اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟

 پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟

            اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟

                   هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟

 اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟

           هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟

                   اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم

 با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم

          اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟

                 من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن

           اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو

                  خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو

+نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387ساعت11 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

باور كن گلايه اي از تو نيست…

  تو خوبتر از آني كه گلايه اي از تو باشد…

گلايه از خودم و ويرانه هاي قلب خودم است كه ذرّه ذرّه فرو مي ريزند

و اينك احساس مي كنم جز ويرانه اي از من باقي نيست كه اگر رنگي از اميد در من

 زنده شد … همين قدم تو بود … باور كن

 به جان تو سوگند به جان تو آسمانيم قسم از تو گلايه اي نيست ….

 اگر بگذاري و بگذري………..

 آمدنت درست به موقع بود ….

 آمدنت درست مثل نزول پيامبر بر قومي ازدست رفته به موقع بود……

    نازنينم بگو تا زنده ام نگاه تو سهم من خواهد بود….

 آسمان امشب ببار كه دلم هواي ……

 عاشقانه در ميان عاشقان تنها مانده ام ….

 نازنينم براي تو مي نويسم چرا كه دل براي تو جاودانگي براي توست ….

 چه زيباست چهار فصل خداي مهربان با ديدگانت ….

 باز ماهي كوچكت اقيانوس بي كرانم دچار است ….. دچار آبي بي كرانش و تنهاي زمان!

 آسماني من آبي آسمان را براي چشمان تو مي خواهم …..

   و اين نيز آهنگي از عشق براي عشق و براي تو بود

+نوشته شده در سه شنبه 2 مهر1387ساعت10 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

HAPPY BIRTHDAY 

joOojoOo            

Do0o0o0oFeT DaLaM aSiSam

+نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور1387ساعت1 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

روی گـونـه های خـیـسم تو مثل اشک چکیدی

زیـر بــارون جـدایـی ، الـتـمـا سـمـو نـدیـدی

  

نـدیـدی چـطور شـکسـتم ، وقتی بی بهونه رفتـی

تــو شــبـای بـی قـراری از دل زمـونـه رفـتـی

 

باورم نمی شه که تو ، دیگه نیسـتی تو شب مـن

 

دیگه بـاز بـر نـمی گرده لحـظـه های با تـو بـودن

نـگــو دیـره نگـو دیـره ، راه  بـرگـشـتـی نــداری

  

مـنـو بـا تـمـوم آهـم ، تـوی گـریـه جـا می ذاری

 

نگــو تـو صـدای گـرمت دیـگـه آوازی نـمـونـده

تـو بـه انـتـهـا رسیـدی ؛ واسـت آغـازی نـمـونـده

 

+نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت8 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

گلم کسي که ايستاده در برابرت منم

ببخش اگر که خسته و شکسته حرف ميزنم

رها کن از حصار سينه ات پرنده مرا

ببين چه بي ترانه مانده روزهاي روشنم

دلم گرفته نازنين از اين حصار آهنين

که پا گرفته مثل درد لا علاج در تنم

دلم گرفته نازنين من وگرنه حيف نيست

که با تو از گلا يه هاي تلخ حرف ميزنم

تو را که مثل غنچه هاي نو رسيده کوچکي

به ديت پنجه هاي زخمي خزان مي افکنم

مگر تو ميهمان کني مرا به مهربانيت

شکوفه هاي خنده را بريز روي دامنم

مرا به ميهماني تبسمي نميبرد

کسي که فکر ميکند من از نژاد آهنم

کسي که سهم کوچک مرا از عشق داده است

عبور تازيانه هاي بوسه روي گردنم

و من اسير رنجهاي بيشمار ميشوم

فقط به اتهام اين که مرد نيستم زنم

گلم تو اعتماد کن به شانه هاي خسته ام

بلند ميشوم اگر هزار بار بشکنم

عروسکم بخواب شب ز نيمه هم گذشته است

ببخش ديگر از غم زمانه دم

+نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت8 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

سلام بهانه من برای زندگی ....
دلت تنگ است ..... می دانم !!
قلبت شکسته است ..... می دانم !!
دوری برایت سخت است ...... می دانم !
اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...
بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....
و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!
بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....
اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...
گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...
بیا و درد دلت را به من بگو...
و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم...!
با گریه خودت را ارام نکن....
گریه نکن که اشکهایت مرا نا ارامتر می کند..
گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند....
گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم..
می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم ..
ای عزیزم ...
ای زندگی ام ....
ای عشقم .....
اینها تمام حرفهایی بود که در اوج دلتنگی با دل نا ارام خود ارام ارام گریستم...
برای دلی که هنوز در نبود تو ....
و ارام ... ارام می میرد...!
باور کن بغض راه گلویم را بسته است....
اما گریه نمی کنم...
می خواهم برایت فقط بنویسم...
اما تو بگو بهانه ام ...
می خواهم به یاد گذشته .... اما اینبار با دستانی سرد اشکهای گونه هایت را پاک کنم ( به یاد روزهای از دست رفته )
بهانه ام :
بیا و دستهایت را در دستهایی بی روجم بگذار....
و به یاد روزهای اول اشنایی مان دوباره ...ببار ...
این بار می خواهم جور دیگری اشکهایت را پاک کنم..!
سرت را بر روی شانه هایم بگذار ...و ارام در گوشم زمزمه کن ...
باور کن به درد دلهایت گوش خواهم کرد...
می دانی اگر هنوز هم دلی برایت مانده باشد
وقتی دست نوشته هایم را می خوانی ....
اشک از چشمان سرازیر می شود....
پس برای اخرین بار هم گریه کن....
چون این درد دلی بود که در اوج بی کسی .....

من نیز با چشمانی خیس برایت نوشتم.....

+نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت8 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |

آنقدر در این کوچه نشستم دیگه نمی تونم

به نشستن ادامه بدهم باید در کوچه های دیگر

بـــرای بدســـت آوردنــــــت  ادامه بـــــدهم

ای همه وجـودم برگـرد، دیــگه تا کـی برای

یافـتـنت در ایـــــن کوچـــه ُ آن کوچـه بگردم

برای با تو بودن حاضــرم تمـــــام خوشیهای

زندگی ام را از دست بدم فــقــط  یــکبار برای

آخــرین بار برگرد تا تـُرا در آغوش بگیرم و با

تمام وجودم دوستت دارم را بر زبانم جاری کنم

دیگه هیچ چیز برام مهم نیست فــقــط تنهاچیزی

که برام مهم ِ تو هستی  بهار هم از راه رسید همه

در شادی غرق شدند اما افسوس من نمیدانم شادی

چیست. ولی از غم بگو تا برایت بگم که غم چیه آره

غم ،میدونی یعنی تنهایی، چشم براه ماندن ِ کسی که

هیچ وقت نتوانست درک کند که دوست داشـــتن و

انـــــتظار کشیدن  یعنی چه آری من باز هم منتظرت

میمانم تا بفهمی که دوستت دارم برگرد ای همه وجودم

حاضرم زندگیم را در این دنیا فــدای یک لبخندت کنم

ببار باران تا خیس شوم ببار که بوی بـــهـــار را آوردی

+نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت7 PMتوسط Nilo0o0.sho0ko0latii | |